درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

آخرین نظرات
ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

پریسا در وسوسه : قشنگ بود ...

اطلاعات

Check Google Page Rank

external website monitoring service

غزلی که سال ۷۸ نوشتم. یادش بخیر

 

دوباره وسوسه ای پوچ می زند به سرم

همینکه باز می افتی به چشم خیره سرم

*
کدام بی همه چیزی تو را فقط کم داشت

که فکر آمدنت را گذاشت پشت درم

*
گواه عشق من این واژه هاست کافی نیست

همین که از دل سنگت هنوز بی خبرم

*
همیشه کودکمان پشت ویترینها بود

نخواه باز برایت عروسکی بخرم

*
تمام آینه ها را به خانه خواهم برد

که از دو چشم خودت هم نیفتی از نظرم

*
همین که از تو بریدم کسی تو را می برد

همینکه وسوسه ای می گذاشت سربه سرم

*

 

مربوط به : شعر, غزل
برچسب ها : , , , , , , ,