درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

آخرین نظرات
ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

پریسا در وسوسه : قشنگ بود ...

اطلاعات

Check Google Page Rank

external website monitoring service

بدون دیالوگ)
تو را از پشت گوشم در آینه می بینم
غزل بگو که سفید شدم از بی خوابی شعر
جمع شماره های تلفنت
همه حرفهایم را یکی می کند
اثاثیه ام دفتریست شبیه شناسنامه
و خانه ام
سقفی معلق
چسبیده به سرم
بی خبرم از خلوت
دیوارها به گردش رفته اند
به خودت نگیر
بدون اشتباه لپی شاعر نمی شدیم
سیاهی کلمه ها جرم دارد
از فاصله های شمرده می شود دزدید
… پیاده به حساب بیا…
خطای ناخودآگاه              هشیاری است
یادم نبود
تو به یادی نمی روی که قدغن باشی
در منشور آفتاب
هفت رنگ می بینمت که ببینمت
از کف خانه آسمانی به نظر می رسی
رویم سیاه
کتاب آسمانی آفریقا                 صحراست
می خوانم از دوباره خودم را
فرشته های مجرد سابقه معصومیت بیشتری دارند
زبانم را می برم
زبانهای بیگانه گاهی بانی علاقه می شوند
از این تکرار بیخودی                  خودی نشان می دهم
و به کسی مربوط می شوم
فیلتر رادیو
صدای شعرهایم را در آورده
دعا میکنم که دعا بخوانم
عَرَبی خلاصه دنیاست…
…و شعر
شرح و بسط اضافی
برای زنی عریض و طویل شده
خیابان مذکر است
از دیوار تنشان بالا می روند
روی هم می افتند
سایه های دزد
بستر آزادی
ابعاد تپنده ای دارد
(درخت فیلمهای هندی شده ام
اخته ام کنید )
گاهی درخت
هم قد  علفهای هرزه است
با عظمتی کوچک
به خودم تعظیم می کنم
از حق که بگذریم
گذرگاه بی گذریست
محرم ابدی من
دستم را بگیر…برای خودت…
زندگی می کنم که تشکیل زندگی ندهم
خوبی تنهایی زاویه ندارد
مگر از دراز کشیدن آمده خواب
یا سر کشیدن از شراب
مجال ستایش ندارد شعر
خدا رشوه نگرفته  !
مستیم حلال شده
از نو بخوان
عشق
به نظمی سیاه نگاشته
به احترام سکوت
یک دقیقه ساکت می شوم
عاشق نوسانم
از خودم بالا می روم
از کسی نمی پرسم
دوست داشتنی است
به جواب قلبم عادت کردم
(عادت مردانه زنانه ندارد )
دو شاخه را   برق  نگرفته
خشکت نزند
چراغ…
انعکاس چشمانت را چند برابر می کند
گرچه اندازه نامناسب
در فضای نامناسب
مناسب است
روزی هزار شعر از این جوانتر آمده بودی
متولد شده یا نشده
فرقی ندارد
امکان بودنت حل شده
ماه روی ابری مهر
به حرفهایی که نمی گویی شک دارم
که ربط آمدن شعرم به نیامدنت است
بمان!
خانه را بیرون می برم
و حواس پرتی پدر ومادرم را به خودشان
لحنم را عوض می کنم تا جزو اطراف باشم
بشهوانم !
صندلیم که خسته نباشی
آتش بزن آغوش چوبیم
حرارت نامرسوم
اتفاقهای دیروقت
بی سابقه است
« شب بخیر »
و تکرار نخستین دیالوگ های آدم و حواست این
… ! عشق را ببخشید

تو را از پشت گوشم در آینه می بینم

غزل بگو که سفید شدم از بی خوابی شعر

جمع شماره های تلفنت

همه حرفهایم را یکی می کند

اثاثیه ام دفتریست شبیه شناسنامه

و خانه ام

سقفی معلق

چسبیده به سرم

بی خبرم از خلوت

دیوارها به گردش رفته اند

به خودت نگیر

بدون اشتباه لپی شاعر نمی شدیم

سیاهی کلمه ها جرم دارد

از فاصله های شمرده می شود دزدید

… پیاده به حساب بیا…

خطای ناخودآگاه              هشیاری است

یادم نبود

تو به یادی نمی روی که قدغن باشی

در منشور آفتاب

هفت رنگ می بینمت که ببینمت

از کف خانه آسمانی به نظر می رسی

رویم سیاه

کتاب آسمانی آفریقا                 صحراست

می خوانم از دوباره خودم را

فرشته های مجرد سابقه معصومیت بیشتری دارند

زبانم را می برم

زبانهای بیگانه گاهی بانی علاقه می شوند

از این تکرار بیخودی                  خودی نشان می دهم

و به کسی مربوط می شوم

فیلتر رادیو

صدای شعرهایم را در آورده

دعا میکنم که دعا بخوانم

عَرَبی خلاصه دنیاست…

…و شعر

شرح و بسط اضافی

برای زنی عریض و طویل شده

خیابان مذکر است

از دیوار تنشان بالا می روند

روی هم می افتند

سایه های دزد

بستر آزادی

ابعاد تپنده ای دارد

(درخت فیلمهای هندی شده ام

اخته ام کنید )

گاهی درخت

هم قد  علفهای هرزه است

با عظمتی کوچک

به خودم تعظیم می کنم

از حق که بگذریم

گذرگاه بی گذریست

محرم ابدی من

دستم را بگیر…برای خودت…

زندگی می کنم که تشکیل زندگی ندهم

خوبی تنهایی زاویه ندارد

مگر از دراز کشیدن آمده خواب

یا سر کشیدن از شراب

مجال ستایش ندارد شعر

خدا رشوه نگرفته  !

مستیم حلال شده

از نو بخوان

عشق

به نظمی سیاه نگاشته

به احترام سکوت

یک دقیقه ساکت می شوم

عاشق نوسانم

از خودم بالا می روم

از کسی نمی پرسم

دوست داشتنی است

به جواب قلبم عادت کردم

(عادت مردانه زنانه ندارد )

دو شاخه را   برق  نگرفته

خشکت نزند

چراغ…

انعکاس چشمانت را چند برابر می کند

گرچه اندازه نامناسب

در فضای نامناسب

مناسب است

روزی هزار شعر از این جوانتر آمده بودی

متولد شده یا نشده

فرقی ندارد

امکان بودنت حل شده

ماه روی ابری مهر

به حرفهایی که نمی گویی شک دارم

که ربط آمدن شعرم به نیامدنت است

بمان!

خانه را بیرون می برم

و حواس پرتی پدر ومادرم را به خودشان

لحنم را عوض می کنم تا جزو اطراف باشم

بشهوانم !

صندلیم که خسته نباشی

آتش بزن آغوش چوبیم

حرارت نامرسوم

اتفاقهای دیروقت

بی سابقه است

« شب بخیر »

و تکرار نخستین دیالوگ های آدم و حواست این

عشق را ببخشید  … !

مربوط به : شعر
برچسب ها : , ,