درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

آخرین نظرات
ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

پریسا در وسوسه : قشنگ بود ...

اطلاعات

Check Google Page Rank

external website monitoring service

(فقط ایرانیم)
فقط ایرانیم
چشمه را بدون کسره بحر می کنم
عشق را بدون شب
اصالت ملوسم ایرانی
شباهت ایرانم اصیل
پدرم از دماوند
اورست را بخشیده بود
آسمان را بلند کند
از درخت افتاد
مادرم لاله های چادرش را زده بود از بهار
شکمی لوت بزاید با نمک
و خدایم
در غرور مشرقی ستاره ای دم بخت گم شد
از دیوارهای بدون چین
تا کاخهای میخی پشت سر
تاریخ را به چند عدد تقسیم می کنند
ژانویه را که از کاجها دزدیدند
تلخی فرهاد را به حساب زیتون می نویسند ارباب
استعاره تقدیر
با زندگی
فرقی نمی کند
پیچ نمی خورم دور فکر کسی
گیج می خورم
سوژه نمی بافم از برجهای سیاه و سفید
آق می شوم
کوچکیم را از دنیا بزرگتر گرفتم
که پشت خودم گم شوم
حرفم یکی نبود
که جدم ایست می کند روی پریای صبح
آسمان چپ کند
روی شانه های زمین راست می شوم
تا نقاشی غروب را پاره کنم
کسی پاره های غروب را به دلتنگی می کشد
تقویم جمعه را می کنم
تا شرم خورشید از عصر بریزد
بعد از این شاعری که از مجموعه خط زدند              ناپدید
معشوقه ای که عروس کردند                 از بوسه های لال
دودی که شبیه قلب کشیدند                       به دبستان  آخرت
یا دلی که به نام تو بردند                             هر که بود
کاری نمی کنم
که به نوبت نبود و نیست
نترس …
فقط ایرانیم
همین

فقط ایرانیم

چشمه را بدون کسره بحر می کنم

عشق را بدون شب

اصالت ملوسم ایرانی

شباهت ایرانم اصیل

پدرم از دماوند

اورست را بخشیده بود

آسمان را بلند کند

از درخت افتاد

مادرم لاله های چادرش را زده بود از بهار

شکمی لوت بزاید با نمک

و خدایم

در غرور مشرقی ستاره ای دم بخت گم شد

از دیوارهای بدون چین

تا کاخهای میخی پشت سر

تاریخ را به چند عدد تقسیم می کنند

ژانویه را که از کاجها دزدیدند

تلخی فرهاد را به حساب زیتون می نویسند ارباب

استعاره تقدیر

با زندگی

فرقی نمی کند

پیچ نمی خورم دور فکر کسی

گیج می خورم

سوژه نمی بافم از برجهای سیاه و سفید

آق می شوم

کوچکیم را از دنیا بزرگتر گرفتم

که پشت خودم گم شوم

حرفم یکی نبود

که جدم ایست می کند روی پریای صبح

آسمان چپ کند

روی شانه های زمین راست می شوم

تا نقاشی غروب را پاره کنم

کسی پاره های غروب را به دلتنگی می کشد

تقویم جمعه را می کنم

تا شرم خورشید از عصر بریزد

بعد از این شاعری که از مجموعه خط زدند              ناپدید

معشوقه ای که عروس کردند                 از بوسه های لال

دودی که شبیه قلب کشیدند                       به دبستان  آخرت

یا دلی که به نام تو بردند                             هر که بود

کاری نمی کنم

که به نوبت نبود و نیست

نترس …

فقط ایرانیم

همین

مربوط به : شعر
برچسب ها : , ,