درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

آخرین نظرات
ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

پریسا در وسوسه : قشنگ بود ...

اطلاعات

Check Google Page Rank

external website monitoring service

به نفس نفس افتاده ام
بی آنکه دویده باشم

تشنه ام

بی آنکه گریسته باشم

انگار

از رویای تو پریده ام
و بی آنکه خوابیده باشم
نمی دانم بر من چه گذشته

… که دارم بال در می آورم…

***

این مطلب را به اشتراک بگذاریم :

  • Facebook
  • Twitter
  • FriendFeed
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • RSS

مربوط به : شعر, عاشقانه
برچسب ها : , , , ,

۱۷ پاسخ به “بال در می آورم”

  • سلام عمو حامد.

    نوشته هاتون زیباست

    بی آنکه اغراق کرده باشم…

    بال در میارم وقتی می بینم پست جدید گذاشتید…

    برقرار باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام عمو حامد

    خیلی ممنونم….قشنگ بود.

    التماس دعا

    [پاسخ به این نظر]

  • رو به تو سجده میکنم
    دری به کبه باز نیست
    بسکه طواف کردمت
    مرا به حج نیاز نیست
    به هر طرف نظر کنم
    نماز من نماز نیست
    مرا به بند میکشی
    از این “رها”ترم کنی
    زخم نمیزنی به من
    که مبتلا ترم کنی
    از همه توبه میکنم
    بلکه تو باورم کنی
    قلب من از صدای تو
    چه عاشقانه کوک شد
    تمام پرسه های من
    کنار تو سلوک شد
    عذاب میکشم ولی
    عذاب من گناه نیست
    وقتی شکنجه گر تویی
    شکنجه اشتباه نیست……………
    …………………….
    …………………………..
    ………………….

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام جناب مرادیان……..
    خیلی از خوندن نوشتتون حالم خوب شد………..
    کلا با خوندن شعرای “روزبه بمانی”هم حال ویژه ای بهم دست میده………
    یکی از بهترین هاشو که “حتما”شنیدین رو براتون نوشتم تا توی حال خوبم سهیم باشین………..
    ………………………
    همین………………..

    [پاسخ به این نظر]

  • پر میزند دل به هوای بودنت …

    [پاسخ به این نظر]

  • سلاااااااااام
    خوووبین؟
    قشنگ بود:)

    [پاسخ به این نظر]

  • بعد از این مکلفم که‌‌ رها سازم خود را از هرچه قید وُ بند
    از مرز‌ها وُ محدوده‌های خیالی
    می‌روم آنجا که بخواهم
    بر آن سرم که خدای خودم باشم
    سالارِ بی‌چرای خودم باشم
    گوش دهم به دیگران وُ هر چه بگویند به گوشِ جان بنیوشم
    درنگ کنم / بجویم وُ بپویم / بیاموزم وُ بیندیشم
    وَ به نرمی / اگرچه به عزمی جزم / وارَهم از هرچه کشیده به بندم

    سر می‌کشم به آنی جرعه‌های عظیم فضا را
    از آنِ من است شمال وُ جنوب وُ شرق وُ غرب
    از آنچه می‌پنداشتم نکوترم / وسیع‌تر
    هیچ نمی‌دانستم که این همه خوبی درون خودم دارم

    زیباست هرچه به چشمم
    فرقی نمی‌کند به هر زن وُ مردی می‌توانم گفت:
    عوضِ آن همه خوبی که کرده‌اید در حقم من هم در حق شما این خواهم کرد
    وَ هم چنان که می‌روم به پیش
    جانِ تازه برای شما وُ خودم فراهم کرد خواهم
    وَ هم چنان که می‌روم به پیش
    این سوی وُ آن سو چرخان در انبوهی ِ مردان وُ زنان
    شادی وُ شور افشاند خواهم بر سرشان
    آزرده از کسی که برانَدَم از خود نخواهم شد
    وَ هر آن کس که پذیرد مرا به جان رستگار خواهد شد
    وَ مرا هم رستگار کرد خواهد

    [پاسخ به این نظر]

  • هر که هستی! آی!
    همسفر شو با من!
    خستگی ندارد این همسفری/ خواهی دید

    خسته هرگز نمی‌شود زمین
    زمین که ابتدا چموش وُ خاموش می‌نمود وُ فهم ناپذیر
    طبیعتی که ابتدا غریبه‌ای شرور
    نومید ولی نشو
    دُمِ راه را بگیر وُ برو
    چه تحفه‌ها که از ملکوت اینجا نهان است
    قسم که تحفه‌های آسمانی بسیاری هست اینجا
    که زبانِ بشر از وصفشان قاصر

    به پیش!
    درنگ جایی ندارد اینجا
    گیرم که پُر باشد انبار وٌ خانه راحت
    حاشا که بمانیم وُ جا خوش کنیم!
    گیرم که امن باشد بندر وُ آب هم آرام
    حاشا که بمانیم وُ لنگر اندازیم!
    گیرم که گرم باشد وُ مه‌مان دوست اهلِ این سامان
    حاشا که بمانیم وُ از خوانِ او بیش برداریم

    [پاسخ به این نظر]

  • فقط میتونم بگم عالی بود مثل همیشه… همین…

    [پاسخ به این نظر]

  • ز رویای تو پریده ام
    و بی آنکه خوابیده باشم
    نمی دانم بر من چه گذشته….

    عمو محشربود محشر

    [پاسخ به این نظر]

  • آخه اینی که نوشتین شعره؟
    نه واقعا معنی اینکه در بالا نوشتید یعنی چی ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام عمویی چه عجب …
    عمویی متنتون خیلی قشنگه ها …
    فقط به نظرتون بهتر نیست بشه
    از رویای تو پریده ام
    بی آنکه خوابیده باشم بعد یه فاصله با جمله ی بعدش بذارین که معلوم بشه جمله ی بعد به جمله آخر ربط داره؟ ببخشیدها .. دخالت نباشه … ممنونیم آپ کردین

    [پاسخ به این نظر]

  • عمو وبلاگ اخمو خیلی جذاب و

    خوندنی -
    بازم ممنوون

    :)

    [پاسخ به این نظر]

  • باران خیابان راخیس کرده است

    تنها سواری من یک اسب بود

    که یک سال پیش با باران پیشم آمد.

    بازم عا!!!!!!!!لی

    عمو ممنووون

    [پاسخ به این نظر]

  • متن هم از خودم بود ممنووون

    [پاسخ به این نظر]

  • چقدر …..نمی شه گفت

    با حس من همخوانی داره.ممنون.

    [پاسخ به این نظر]

  • سلامــ
    شعر نو بود دیگه…نه؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

دادن پاسخ

برای نمایش تصویر در کنار نظرتان از گراواتار استفاده کنید