درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

آخرین نظرات
ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

پریسا در وسوسه : قشنگ بود ...

اطلاعات

Check Google Page Rank

external website monitoring service

 

همچنان منتظرم

تا قطره های باران

تو  را از آن بالا در آغوشم رها کنند

یا غرق می شوم

یا رفیق شبهای بارانیت می مانم

این مطلب را به اشتراک بگذاریم :

  • Facebook
  • Twitter
  • FriendFeed
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • RSS

مربوط به : شعر, عاشقانه
برچسب ها : , , , ,

۳۹ پاسخ به “رفیق شبهای بارانی ۲”

  • من قطعا غرق خواهم شد . مرسی مثل همیشه قشنگ بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام عمو حامد
    نماز روزتون قبول…

    این یکی رو بیشتر دوس داشتم.
    انگار توصیف یکی از احساس های منه.
    یا غرق می شوم
    یا رفیق شب های بارانیت می مانم…

    برقرار باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام …
    طاعات قبول …
    مثل همیشه عالی …
    و مثل همیشه با اجزه شما برش میدارم !!!
    ممنون از شما

    [پاسخ به این نظر]

  • اما انتظار خیلی سخته حتی اگه صبرت عیوبی باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • …………………..رادیو افلاین…………………….
    ………………..رادیو دانشگاه…………………….
    ……………….نمایش رادیویی……………………
    ……….منتظر شما و نظراتتون هستیم…………

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام اقای مرادیان ماشالله خیلی هنرمندین ها طنز از یه طرف و این شعر های رمانتیک هم از یه طرف دیگه ادمو غافلگیر میکنه خیلی به دلم نشست خصوصا که حتما عنصر اصلی شعراتون بارونه و شب های بارونی علی الخصوص موفق باشید
    نماز و روزه هاتونم قبول باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • بادرودی دوباره وفراوان به شما بهم سر بزنید چند تا اهنگ از نواخته های خودم رو تو وبم گذاشتم خوشحال میشم نظرتون رو تو وبم ببینم….

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام لحظه هاتون بارونی نماز روزه هاتون قبول. من غرق نمی شوم ولی رفیق شبهای بارانیت می مانم. خیلی زیبا بود ممنون
    روبه راه باشی یاعلی

    [پاسخ به این نظر]

  • قطره های باران

    تو را از آن بالا در آغوشم رها کنند :-)

    سلام!

    این خیلی خوب بود! خیلی ! >[آیکون گل!]

    [پاسخ به این نظر]

  • انگشتانم را آرام میکشم روی قطره های باران…
    قطره های باران جا مانده بر روی شیشه
    خیس می شوم از خاطرات
    من هنوز کنار همان پنجره ای ایستاده ام که …
    از آن با هم باریدن باران را نگاه میکردیم…

    [پاسخ به این نظر]

  • چند جمله ای که توی نظر قبلیم فرستادم در مقابل نوشته های زیبای شما هیچ بود فقط چیزی بود که با خوندن نوشته شما به ذهنم رسید واسه همین نوشتم :)

    [پاسخ به این نظر]

  • رفیق شب های بارانیت می مانم!
    خیلی زیبا بود.خوش ب حال شما که می تونید احساساتتون رو کاغذ بیاده کنید.ای کاش منم استعداد شاعری داشتم!

    [پاسخ به این نظر]

  • رفیق شبهای بارانی
    سلام قشنگ بود:)

    [پاسخ به این نظر]

  • اقای مرادیان لطفا ب ایمیل سری بزن.

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام. طاعاتتون قبول.
    چقدر عالی بود.
    التماس دعا و یا علی…

    [پاسخ به این نظر]

  • خیلی عالیه… خوشمان امدندی !!!

    [پاسخ به این نظر]

  • الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم
    بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
    پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
    زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که
    بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.

    دکتر وین دایر
    ****************************************متشکرم آقای مرادیان عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام عمو حامد…
    خیلی قشنگ بود..
    التماس دعا!

    [پاسخ به این نظر]

  • چقدر نوشته هاتونو دوست دارم
    کوتاه اما قشنگ و با معنا :-)
    همچنان منتظرم

    تا قطره های باران

    تو را از آن بالا در آغوشم رها کنند

    یا غرق می شوم

    یا رفیق شبهای بارانیت می مانم

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام.
    عمویی خیلی عارف شدی ها ….
    خیلی خوب بود … خوب نه … یه جوری پاک بود … لطیف .

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام…

    خیلی قشنگ بود…. مثل همیشه…

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام.
    راستش نمیدونستم سایت شخصی دارید اما بعضی شعراتونو که تو برنامه اینجا شب نیست میخونید شنیدم…
    تو گوگل سرچتون کردم.خیلی خوشحالم که یافتتون کردم.

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام
    وقتی حرف از بارون میشه من تنها یاد این شعر فرید احمدی عزیز می افتم :
    “بــــاران که می بـــارد
    من تنهـ ـ ـــا نگران تو هستم
    که بی چتر مانده باشـــــ ـــی ..”

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام. عموووووووووووووووووووووویی
    خیلی تنبل شدین .. ۵مرداد … الان ۱ شهریوره …دلمان تنگید واسه نوشته هاتون …

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام جناب مرادیان عالی مینویسید تبریک
    میشه اون آهنگی که در مورد فرشته ها سلام بود از آقای طالبی که برای اولین بار دیشب شنیدم رو بذارید واسه دانلود؟
    سپاس

    [پاسخ به این نظر]

  • عمو اگه ندزدیدنتون یه خبر بدین …

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام…
    عموحامد تو وبم یه پست راجع به اینجا شب نیست گذاشتم بچه ها دوست دارن شما نظراتشونو بخونید…
    خوشحال میشم وقت کردید بهمون سر بزنید…
    =====================================
    اخمو:سلام . از دعوتتون ممنون. خوندم و ییادداشت گذاشتم

    [پاسخ به این نظر]

  • کـ ـاشــ میـ ـشد سـ ـرنـ ـوشتــ خـ ـویشــ رااز سـ ـر نـ ـوشتــ

    کـ ـاشــ میـ ـشد انـ ـدکیــ تـ ـاریخــ را بهـ ـتر نـ ـوشتــ

    کـ ـاشــ میـ ـشد پشـ ـت پـ ـا زد بـ ـر تمـ ـامــ زنـ ـدگیــ

    داسـ ـتانــ عـ ـمر خـ ـود را گـ ـونـ ـه ای دیـ ـگر نـ ـوشتــ

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام
    عمو جون رفتی که رفتی……

    [پاسخ به این نظر]

  • سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عمو حامد
    عجب وبلاگ قشنگی دارید ممنونم..

    [پاسخ به این نظر]

  • سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عمو حامد
    عجب وبلاگ قشنگی دارید ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

  • تقدیم به دوستان گلم
    ))))))))))))))))))))))))))

    من از آغاز می ترسم
    من از پرواز می ترسم
    من از آغاز یک پرواز بی احساس می ترسم!

    من از تکرار می ترسم
    من از انکار می ترسم
    من از تکرار انکار همین احساس می ترسم!

    من از سوختن نمی ترسم
    من ار ساختن نمی ترسم
    من از ساختن کنار سوختن احساس می ترسم!

    من از تاختن نمی ترسم

    من از باختن نمی ترسم
    من از تاختن برای باختن احساس می ترسم!

    من از احساس می ترسم
    من از آغاز یک پرواز بی احساس
    واسه تکرار انکار دل حساس می ترسم!

    من از احساس می ترسم
    من از تاختن برای باختن احساس
    برای سوختن و ساختن کنار این دل حساس می ترسم!

    من از پرواز بی احساس می ترسم

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام آخی الهی چه فکرگویه!خشگلی دوست داشتم..اونجاکه میگه قطره های باران توراازآن بالادرآغوشم رهاکنند.

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام به عمو حامد مرادیان.
    عمو جوووووووووون لطفا منتظر نمون. چون اهواز حالاحالاها بارون نمیاد. تازشم اگرم بیاد اونقدر کمه که کسی رو غرق نمی کنه. عمو جون پس مجبوری رفیق شبهای بارونیم بشی. باشه؟
    عمو جون ببخشید که با شعرتون شوخی کردم خداییش خیلی قشنگه.
    یا علی مدد!

    [پاسخ به این نظر]

  • http://upcity.ir/images/80148850502437529040.jpg

    ساناز منوچهری یک شب قبل از آمدن به جشنواره جوانه رادیو جوان

    http://upcity.ir/images/64518354284547628136.jpg

    ساناز منوچهری من در اختتامیه جشنواره کودک و نوجوان

    http://upcity.ir/images/70675609304489252927.jpg

    ساناز منوچهری در آینه دانشگاه خودش

    [پاسخ به این نظر]

  • شعر خوبی بود ،
    عمو حامد شما آخر استعدادی ،
    وقتی کتابتون چاپ بشه ،
    حتما۱۰۰تایش میخرم به دوستانم
    هدیه می دم فقط قیمتش زیاد نباشه :)

    [پاسخ به این نظر]

  • تو از باران نوشتی و من از آسمان ،
    از دل ابر نوشتم از دل شکسته اش

    شکست و رفیق شب های تو شد…..

    [پاسخ به این نظر]

  • عمووو خیلی قشنگ می نویسید!!!!!!!!

    واقعا واقعا واقعا واقعا واقعا

    همه ی دست نوشته هاتون

    جذاب و عا!!!!!لی
    ممنوووون
    :) :)

    [پاسخ به این نظر]

  • رفیق شبهای بارانیش شدم و آخرش غرق شدم

    [پاسخ به این نظر]

دادن پاسخ

برای نمایش تصویر در کنار نظرتان از گراواتار استفاده کنید