درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

لینکدونی
    آخرین نظرات
    آزمون آیین نامه در گفته بودم چو بیایی : ممنون از سایت خوبتون. من هم توی سایتمون آموزش های زیادی گد ...

    ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

    حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

    ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

    مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

    اطلاعات

    Check Google Page Rank

    external website monitoring service

    همه اندوخته ام در زندگی را

     

    از مطالعه دارم

     

     تنها با دوبار خواندن چشمهای تو در نمایشگاه کتاب …


                                               ********

     

    این مطلب را به اشتراک بگذاریم :

    • Facebook
    • Twitter
    • FriendFeed
    • del.icio.us
    • Google Bookmarks
    • RSS

    مربوط به : عاشقانه
    برچسب ها : , , , ,

    ۲۰ پاسخ به “مطالعه”

    • چـــــــه زود ســـــــهم روزهـــــای خوب

      ” یـادش بـخـــــــــــیـر ”

      مـیشــــــود …!

      [پاسخ به این نظر]

    • من یه شعر کوچولو نوشته بودم نمیدونم چرا یاد اون افتادم ولی به قشنگی شعر شما نیستا…
      امادگیشو داشته باشید!

      “اسمان چشم هایت را به من بسپار!

      پرواز در ابی بیکران نگاهت بال و پر نمیخواهد.”

      تشبیهاتون تو این شعرو خیلی دوست دارم واقعا هوشمندانه است:-)

      [پاسخ به این نظر]

    • سلام
      تو نمایشگاه کتاب شما ریکوردر به دست اومدید من هر چی صداتون زدم نشنیدید

      ولی شعر قشنگی بود

      ========================
      اخمو: در عوض در رادیو استدیو ۴ ملاقاتتون کردیم …

      [پاسخ به این نظر]

    • سلام اقای مرادیان اخی چه شعر ساده و با نمکی عجب چشمهای گیرا و نافذی داشته مخاطب شعرتون
      کاش ما هم با خوندن دو بار کتابامون همه رو می اندوختیم و …نا سلامتی یه هفته دیگه کنکور دارم
      راستی یه مسئله ای که میخواستم بگم در مورد تاثیر گذاری برنامه تون روی ما اینه که
      من و دوستم از دو سال پیش تا حالا که با برنامه شما همراهیم همدیگه رو عمه صدا میزنیم خیلی کم پیش میاد اسم همدیگه رو صدا بزنیم دیگه مدیر و معلم و بچه ها هم میدونن گاهی هم فکر میکنن جدی یکیمون عمه اون یکیه پارسال تا حالا میخواستم اندر احوالات تاثیر گذاری برنامه اینو بگم یادم رفته
      خلاصه ما با برنامه تون زندگی کردیم…
      باید ببخشید طولانی شد
      موفق باشید و شاد

      ============================
      اخمو: چه بامزه

      [پاسخ به این نظر]

    • چشمها هیچ وقت دروغ نمیگن….

      فکر کنم شعرتون ادامه داره…

      [پاسخ به این نظر]

    • سلااااااااااااااااااااااااااااااااام آقای مرادیان

      پاتوق رو خوب رونق دادید….دیشب برنامه ماه بود…چقدر خوب شد آقای قدیمی نه نه آقانادرهم اومدن…باتشکر از ایده های نابتون
      ==========================
      اخمو: امیدوارم … ممنون

      [پاسخ به این نظر]

    • سلام عمو حامد …
      خوشگل بود .
      آدم فکر میکنه رفتید نمایشگاه کتاب شیطونی کردید (شوخی )
      واااااااای که من چقدر دلم میخواد اردیبهشت ها بیام به تهران برای نمایشگاه کتاب اما هنوز نشده که نشده …
      برقرار باشید

      [پاسخ به این نظر]

    • باز هم سلام …
      عمو حامد امشب از اینجا شب نیست متوجه شدم که برنامه “سه ستاره “مال شماست .پنجشنبه فقط تونستم نصفی از برنامه رو بشنوم .
      برنامه پر و کاملی بود .تبریک میگم .
      اسم برنامه از نظر من خوب و مناسبه .واسه چی باید تغییر کنه !؟
      اما اسم های پیشنهادی بنده : ستاره بارون ، موج ستاره ها …
      برقرار باشید

      [پاسخ به این نظر]

    • یا علی….

      [پاسخ به این نظر]

    • “به چشمهایت همیشه اعتماد کن، رازی عجیب در چشمها نهفته است…اگر درکش کنی”

      سلام اقای مرادیان
      استعاره عجیبی داره نوشتتون…

      موفق باشید

      [پاسخ به این نظر]

    • ترجیح می دهم تنها یک کتاب در زندگی ام بخوانم…

      [پاسخ به این نظر]

    • سلام و درود بر شما
      از شما دعوت میکنم به وبلاک من سر بزنید و در صورت تمایل وبلاگ من رو لینک کنید.

      موفق باشید و پایدار

      [پاسخ به این نظر]

    • کوتاه اما قشنگ بود
      میگم این “چشمهای تو”ایهام داره

      [پاسخ به این نظر]

    • سلام عمویی … خوبین؟
      می بینم که این هفته تو برنامه آدم و حوای شادمهر رو برای آهنگ تلفنا استفاده کردین… شدیدا ممنونیم مشعوف شدیم ….
      در ضمن این کتابو کجا دیدین تو نمایشگاه ؟
      حیف شد من اون روز ندیدمتون … اسم نمایشگاه میاد من حسرت می خورم که چقدر وقت کم داشتم … کاش می دیدمتون … بای بای

      [پاسخ به این نظر]

    • سلام آقای مرادیان
      اومدم بگم برنامه ۳ ستاره این هفته تون خیلی خوب بود…مخصوصا با حضور مهدی یراحی…
      یه خواهشی ازتون دارم…
      اگه امکانش هست از احسان علیخانی هم تو این برنامه دعوت کنید…
      ممنون.

      [پاسخ به این نظر]

    • غرق نگاهت که می شوم
      نجاتم می دهی
      به روی گرداندنی !!

      [پاسخ به این نظر]

    • و سرانه ی مطالعه بالا می رود اگر چشم های تو تا همیشه باشند…بمان که نگاهت حرف ها برای گفتن دارند…بمان که چشمانم در نگاه تو معنا پیدا می کنند… بمان که به این قلم جان نوشتن دهی … بمان که معنای حقیقی عشق را در چشمان تو می توان جست!بمان…فقط بمان… باقی اش با من…(دختر باکره )

      [پاسخ به این نظر]

    • hameyee neveshtehatooooon aaliiiiyan inam mesle bagiye aali boood

      xaste nabashiiin movafagh bashiid

      [پاسخ به این نظر]

    • باز کن پنجره ها را که نسیم

      روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد

      و بهار

      روی هر شاخه کنار هر برگ

      شمع روشن کرده است

      همه چلچله ها برگشتند

      و طراوت را فریاد زدند

      کوچه یکپارچه آواز شدست

      و درخت گیلاس

      هدیه جشن اقاقی ها را

      گل بدامن کرده است

      باز کن پنجره ها را ایدوست

      هیچ یادت هست

      که زمین را عطشی وحشی سوخت؟

      برگها پژمردند ؟

      تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

      هیچ یادت هست؟

      توی تاریکی شبهای بلند ،

      سیلی سرما با تاک چه کرد؟

      با سر و سینه گلهای سپید

      نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟

      هیچ یادت هست؟

      حالیا معجزه باران را باور کن

      و سخاوت را در چشم چمنزار ببین

      و محبت را در روح نسیم

      که در این کوچه تنگ

      با همین دست تهی

      روز میلاد اقاقی ها را

      جشن می گیرد !

      خاک جان یافته است

      تو چرا سنگ شدی ؟

      تو چرا اینهمه دلتنگ شدی؟

      باز کن پنجره ها را …

      و بهاران را باور کن !

      فریدون مشیری

      [پاسخ به این نظر]

    • آسمان را قسمت کردند:…..تکه ای برای برکه…..تکه ای برای رود….تکه ای برای دریا دلم را قسمت کردند:……….تکه ای برای تو….تکه ای برای تو……تکه ای برای تو. :) :) :)

      [پاسخ به این نظر]

    دادن پاسخ

    برای نمایش تصویر در کنار نظرتان از گراواتار استفاده کنید