درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

لینکدونی
    آخرین نظرات
    آزمون آیین نامه در گفته بودم چو بیایی : ممنون از سایت خوبتون. من هم توی سایتمون آموزش های زیادی گد ...

    ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

    حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

    ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

    مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

    اطلاعات

    Check Google Page Rank

    external website monitoring service

    گم شده بودم

    وقتی سالها

    تنها کنارم ایستاده بودی

    با چتری در دست

    و بارانی که مرا خیس نمی کرد

    حالا که قدم می زنی

    باران بند آمده

    چترت را بستی

    و من  مثل موش آب کشیده

    خیره مانده ام به رفتنت 

    … 

    این مطلب را به اشتراک بگذاریم :

    • Facebook
    • Twitter
    • FriendFeed
    • del.icio.us
    • Google Bookmarks
    • RSS

    مربوط به : شعر, عاشقانه
    برچسب ها : , , , ,

    ۱۲ پاسخ به “باران بند آمده …”

    • سلام عمو … عمو مدتهاست دارم تو وبتون احساس غریبی می کنم ، چرا این حسو به وجود آوردین؟ از احساس معذب بودن متنفرم … دلم نمی خواد تو سایتی که پاتوقم بود ، پناهگاهم بود ، جای امن خیالم بود این احساسو داشته باشم. برگردین به مهربونیاتون عمو …

      اما در مورد مطلبتون کاش از اول بدون چتر بارونو با هم تجربه می کردن … اونوقت احساس حمایت بینشون ایجاد می شد ، چتر که یه اختراعه برای من که از بارون بی موقع بدم میاد و هیچ وقتم ندارمش … عاشقا چرا؟
      =========================================
      اخمو : صحرا جان میدوارم سال ۹۱ برای همه سال شادی باشه . ممنون

      [پاسخ به این نظر]

    • سلااااام بر اخمو !! :دییییی

      چقد قشنگ بود :)))))
      نمیدونم چی بگم مرسیییییییییییییی خیلی خیلی دوسش داشتم :)))

      [پاسخ به این نظر]

    • رادیو جوان بیا که محبوبی
      خوش صدایی، باحالی تو، خوبی

      بعد از سال ها شنیدن تو
      لذت وافر از گوشیدن تو !

      جان من وصل بود با جانت
      ازدیــــــــــــــــاد بود یارانت

      چه شبانی کنار تو خفتم
      از برت برنامه بشنفتم

      دو سه سالی ست جان نداری تو
      روزگاری وخیـــــــــــــــــــم داری تو

      حال و اوضات سخت ناجور است
      دل من از برات ناســـــــــور است

      اشک من از برای تو جاری
      زخم قلبم برای تو کاری

      چشم تا بستم از برم رفتی
      چون هوا از سرم تو می رفتی

      چون مدیر تو گشت عوض
      آمدند در کارت با غرض

      من دلم خون و چشم تو گریان
      نام تو گشت زان سپس “پیران”

      چون دلیلش از آن مدیر خواستم
      گفت مهم نیست، من نمیخواستم !

      مارا به زور از تو می راندند
      آن ها که خود را مدیر میخواندند

      آن که سرودِ شنیده می شوید، خواند
      صبح تا شب در کلیشه گی درماند

      حال دیگر شده ای بی مایه
      چون مخاطبت نیست سرمایه

      دستم ولی بود خالی
      خواستم با آن کنم حالی

      ما جوان و پر ز امیدیم
      روزگاری تو را میشنیدیم!

      از برایت حقارت ها دیدم
      تهمت و ناسزاها بشنیدم

      هیچ نمیخواستم من مسکین
      دل من گشته است کنون چرکین

      میگویند از تو دست بردارم
      پانزده ساله ای را تنها بگذارم

      منتظرم تا برگردی پیشم
      عمراً از تو جدا نمیشم !!!

      ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

      شاعر : خودم :دی

      تولد رادیو جوان مبارک !! :دییییی

      [پاسخ به این نظر]

    • درود بر شما
      مثل همیشه زیبا و دلنشین و عمیق
      این عکسه خوشکله ولی اون یکی که تو فیس گذاشتید قشنگ تره:)))

      می شد تبسمت را
      در اتاقک ساده ام قاب گرفت
      ان شب سرد
      بی تو

      [پاسخ به این نظر]

    • قشنگترین شعریه که این اواخر تو وبسایتتون نوشتین.خیلی حس خوبی میده…
      راستی بازم لازمه زیر هر کامنتم بگم : عکسایی که انتخاب میکنید به شدت جذابه؟ :-)

      [پاسخ به این نظر]

    • دیگر چه فرقی می کند
      وقتی پیدا شدی در آسمان باشی
      یا در آب …!؟
      ماهی باید باشی
      تا بیاموزی پرواز را
      شاید تنها راه رهایی ماهی شدن است
      تا دچار نشوی .
      ماهی شدن لیز خوردن از دستهایی ست که لیاقت نوازش کبوتر را ندارند.

      [پاسخ به این نظر]

    • سلام عمو … نمیدونین با جواب دادنتون چقدر حس خوبی رو برام ایجاد کردین؟
      امیدوارم سال ۹۱ براتون سرشار از امید به آینده باشه … یه دعا تو قلبم براتون کردم بهتون نمیگم … دعایی که گفته بشه براورده نمیشه … بای بای عمو

      [پاسخ به این نظر]

    • :)

      [پاسخ به این نظر]

    • :)

      [پاسخ به این نظر]

    • روزآمدنت باران میبارید
      و حال که می روی نیز
      شدیدتر میبارد

      حکایتی دارد این باران
      حکایتی که فقط چشم من ان را لمس میکند…

      [پاسخ به این نظر]

    • سلوم مرد اخمو

      _________________________

      خیلی باحال بود

      اخر سرعت زمان برای روزهایی که دوست داریم.

      [پاسخ به این نظر]

    • سلام براخمو عزیز تصمیم ندارید خوشحال شوید ومارانیز خوشحال کنید اگر آن خواسته ای که ما ازشما داشتیم وشماعملیش کنید!!!

      رفتم جلسه ثبت نام، یک ساعت وایسادم. طرف اومده میگه: میخوای ثبت نام کنی؟

      ـــ پـَـ نه پـَـ! اومدم حالتو، احوالتو، سفید رویتو، سیه مویتو ببینم، بروم…!

      http://radio110.blogfa.com/

      دی دی دی دی

      [پاسخ به این نظر]

    دادن پاسخ

    برای نمایش تصویر در کنار نظرتان از گراواتار استفاده کنید