درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

آخرین نظرات
ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

پریسا در وسوسه : قشنگ بود ...

اطلاعات

Check Google Page Rank

external website monitoring service

غزلی که سال ۷۸ نوشتم. یادش بخیر

 

دوباره وسوسه ای پوچ می زند به سرم

همینکه باز می افتی به چشم خیره سرم

*
کدام بی همه چیزی تو را فقط کم داشت

که فکر آمدنت را گذاشت پشت درم

*
گواه عشق من این واژه هاست کافی نیست

همین که از دل سنگت هنوز بی خبرم

*
همیشه کودکمان پشت ویترینها بود

نخواه باز برایت عروسکی بخرم

*
تمام آینه ها را به خانه خواهم برد

که از دو چشم خودت هم نیفتی از نظرم

*
همین که از تو بریدم کسی تو را می برد

همینکه وسوسه ای می گذاشت سربه سرم

*

 

این مطلب را به اشتراک بگذاریم :

  • Facebook
  • Twitter
  • FriendFeed
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • RSS

مربوط به : شعر, غزل
برچسب ها : , , , , , , ,

۱۳ پاسخ به “وسوسه”

  • ز روز ، گذر کردن اندیشه کن

    پرستیدنِ دادگر پیشه کن

    به نیکی گرای و میازار کس

    ره رستگاری همین است و بس …

    “حکیم فردوسی”

    [پاسخ به این نظر]

  • دلم تنگ است. …
    پرواز میخواهم؛
    تا کجایش را نمیدانم؟
    از زمین بیزارم…

    [پاسخ به این نظر]

  • یادش بخیر …
    نزدیکای عید نوروز
    پیک بهاران رو که می گرفتیم …
    با عجله می اومدیم خونه…
    تو همون بهم ریختگی خونه تکونی حلش می کردیم…

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام..خیلی اتفاقی گذرم به اینجا افتاد و از خواندن اشعارتان خیلی لذت بردم…
    عالی…

    [پاسخ به این نظر]

  • سلللااام
    وای..
    واقعا قشنگه!
    نخواه باز برایت عروسکی بخرم!
    .
    این و خیلی دوسسسس دارم!!
    .
    با تشکر

    [پاسخ به این نظر]

  • مثل همیشه
    .
    .
    خوشماااان آمد!
    .
    .
    .
    همون مرضیه حسینی

    [پاسخ به این نظر]

  • پیراهنت در با تکان می خورد..
    این ؛
    تنها پرچمی است که دوستش دارم..
    .
    «گروس»
    .
    .
    (مرضیه حسینی)
    نمدونم چرا با اون نام کاربری نمتونم کامنت بذارم!!
    .
    چه کنیم دیگر…!!

    [پاسخ به این نظر]

  • تفاوت را احساس کنید…

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام…یادش بخیر اون موقع که این شعر رو نوشتید من هشت سالم بوده.بسیار زیبا و خواندنیست.

    [پاسخ به این نظر]

  • چو صبح رایت خورشید آشکار کند / ز مهر قبله افلاک زرنگار کند
    رسید موسم نوروز و گاه آن آمد / که دل هوای گلستان و لاله‌زار کند

    [پاسخ به این نظر]

  • سللللاااام
    اون موقعی ک شما این شعر رو سرودید..بنده ۴ سال ناقابل داشته بیدم…

    [پاسخ به این نظر]

  • هر چیزی که نگهبان آن بیشتر باشد استوار تر گردد
    مگر “راز” که نگهدار آن هرچه زیادتر باشد ، آشکار تر . . .
    (افلاطون)

    [پاسخ به این نظر]

  • یادش بخیر سال ۸۸ بود من دقیقا شب تولد رادیوجوان با برنامه ی اینجاشب نیست آشنا شدم….از خیلی قبل ترها هم با رادیوجوان آشنایی داشتم و بعضی از برنامه هاش را گذری گوش می کردم
    موضوع برنامه اینجاشب نیست اون سال و اون شب تولد رادیو بود (گل شبدر بهتر یا گل لاله؟)…ولی میخواستم زنگ بزنم نشد :(
    بعد فرداش موضوع لنگه کفش بود که زنگ زدم و تلفنم پخش شد و خیلی خوشحال شدم یادش گرمی :(
    به هر حال رادیو خیلی تغیر کرده ولی من رادیو قدیم بهتر دوس داشتم.. از زحمت های شما هم ممنونم
    تولد ۷۴ سالگی رادیو هم مبارک

    [پاسخ به این نظر]

  • قشنگ بود

    [پاسخ به این نظر]

دادن پاسخ

برای نمایش تصویر در کنار نظرتان از گراواتار استفاده کنید