درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

لینکدونی
    آخرین نظرات
    آزمون آیین نامه در گفته بودم چو بیایی : ممنون از سایت خوبتون. من هم توی سایتمون آموزش های زیادی گد ...

    ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

    حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

    ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

    مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

    اطلاعات

    Check Google Page Rank

    external website monitoring service

    عشق دیر می کنه تا بیشتر رو هم جمع شه

    این و تو کتابت نوشتم که درس عبرت شه

    از وقتی می شه عشق و با آغوش ردیف کرد هی رو سینه شعرام سکته می زنم

    خب وقتی همه چی بهت می چسبه

    خودت و ول می کنی

    عادت می کنی از خوابت ماهی بگیری

    تا قلابت به یه دردی بخوره

    رویا همون دریاست

    با یه پر اطوار اضافی

    تو هر دوتاش غرق می شی و دور و نمدار

    بی تربیتی نباشه

    تجارت آبدزک مال جفتای ورشکسته س

    بدهکاری ما که طلبکاری نداره بانو

    تربیت داره

    همینه که می ترسم عاقبت به خیر از دنیا نریم

    از عاقبت استادی که عاشق تخته س

    از عاقبت کلاسی که همکلاسی نداره

    از عاقبت انتظاری که همسن مادرمه

    از عاقبت محرمی که ابدی نیست

    از عاقبتی که نامحرمه

    دستای تو با هیچ حلقه ازدواجی لکه دار نمی شه

    خاطره ای که عقد کرده

    عاقبت نداره

    پنجره بدون دیوار

    سر قرار نمیاد

    غروبم که هیچوقت از رو نمی ره

    اما این شعر دیوونه بدون تو به سر هیچکس نمی زنه

    حتی سر همون شرطی که تو رو با خودم نبردم … باختم

    ساعتم خیلی وقته که خوابیده

    قرار بود امشب راه گم کنی

    می گن حقیقت رو از تاریکی می شه فهمید

    می گم آخه چشمات سیام می کنه

    تو هم پرده رو می کشی که هیچی نگی

    منم سکوت و پاره نمی کنم !

    می فهمی که؟!؟

    پاره وجود آدم پاره نمی شه

    *

    ۱۳۸۱/۲/۲۸  -   تهران

    *

    مربوط به : شعر, عاشقانه
    برچسب ها : , , ,

     

    ستاره بشمار

    یک

    آسمان دلم را پهن کرده ام

    یک

    ستاره بردار

    یک

    تکه از ماه

    خودت را بشمار

    یک

    چشمانت را ببند

    تا جهان را بی ستاره کنی

     

     

     

    مربوط به : شعر, عاشقانه
    برچسب ها : , ,

    تمام   عقربه ها  رفته  روی  ساعت یک

    اشاره میکند همه دنیا به سوی ساعت یک

    .

    چقدر غصه  نوشتم  که  نشکند  بغضم

    گرفت از غم  شعرم  گلوی  ساعت یک

    .

    و بی تو حوصله ام سالهاست سر رفته

    دلم خوشست به این های و هوی ساعت یک

    .

    هزار بوسه  و  لبخند –  یک غزل آغوش

    نتیجه   همه   گفتگوی   ساعت یک

    .

    نگفتمت  که  بمان  جان حامد  اما  تو

    دوباره رفتی و رفت آبروی ساعت یک

    .

    نیامدی که  بمانی –  چقدر  دلتنگم

    تو می روی– منم و رنگ و بوی ساعت یک

    .

    کجاست ساعت یک از زمان بریده شده

    تمام  حسرت  من –  آرزوی  ساعت یک

    .

    عجیب  ساعت یک  عاشقت  شده  بانو

    عجیب تر که شدم من هووی ساعت یک

    .

    تو خواهی آمد و در من طلسم خواهی شد

    و این بزرگترین پیشگوی ساعت یک

    .

    تو را به شکل گلی سرخ – سبز خواهد کرد

    و این  توقف  دنیاست –  روی ساعت یک

    .

    مربوط به : شعر, عاشقانه, غزل
    برچسب ها : ,

    (وسوسه)
    دوباره  وسوسه ای  پوچ  می زند به سرم
    همینکه باز می افتی به  چشم  خیره سرم
    کدام  بی همه چیزی تو را فقط  کم  داشت
    که  فکر  آمدنت  را  گذاشت  پشت  درم
    گواه عشق من این واژه هاست کافی نیست
    همین که  از دل سنگت  هنوز  بی خبرم
    همیشه   کودکمان   پشت  ویترینها    بود
    نخواه   باز   برایت   عروسکی   بخرم
    تمام  آینه ها  را  به  خانه  خواهم  برد
    که از دو چشم خودت هم نیفتی از نظرم
    همین که  از تو بریدم کسی تو را می برد
    همینکه وسوسه ای می گذاشت سربه سرم

    دوباره  وسوسه ای  پوچ  می زند به سرم

    همینکه باز می افتی به  چشم  خیره سرم

    کدام  بی همه چیزی تو را فقط  کم  داشت

    که  فکر  آمدنت  را  گذاشت  پشت  درم

    گواه عشق من این واژه هاست کافی نیست

    همین که  از دل سنگت  هنوز  بی خبرم

    همیشه   کودکمان   پشت  ویترینها    بود

    نخواه   باز   برایت   عروسکی   بخرم

    تمام  آینه ها  را  به  خانه  خواهم  برد

    که از دو چشم خودت هم نیفتی از نظرم

    همین که  از تو بریدم کسی تو را می برد

    همینکه وسوسه ای می گذاشت سربه سرم

    مربوط به : شعر, عاشقانه, غزل
    برچسب ها : ,

    برهنه در قله ای برفی پنهان می شوم

    به این امید

    که روزی باد

    با بوی آغوش تو

    گرمم کند

    ..


    مربوط به : عاشقانه
    برچسب ها : ,

    ای وای بر جای خالی دلی که سرگردان شده

    لعنت بر عشقی که حسرتش بر دل عاشق مانده

    و درود بر خالقی

    که عشق را

    بر تمام هستی

    برتری بخشید

    و غالب گردانید

    مربوط به : عاشقانه
    برچسب ها : ,

    ( چشمهای سبز )
    در من تنیده رنگ – با چشمهای سبز              یک ارتباط تنگ با چشمهای سبز
    هرگز  ندیده ام , یک  قوی  مخملی                    از تیره پلنگ  با چشمهای سبز
    شد پلک بسته – باز- حالا زمان بایست       یک لحظه بی درنگ با چشمهای سبز
    تو  در خیال  من  شکل  خود  تویی               آوردمت به چنگ با چشمهای سبز
    یک نیمه از تو هم اوج شگفتی است               در کودکی زرنگ با چشمهای سبز
    حال بدم ببین ! خوبم نمی کنی؟         بی قرص بی سرنگ – با چشمهای سبز
    دنیا تراژدیست – در فال قهوه هم               افتاده یک تفنگ – با چشمهای سبز
    پایان این غزل دنیا خلاصه شد                    در دختری قشنگ با چشمهای سبز

    در من تنیده رنگ – با چشمهای سبز

    یک ارتباط تنگ با چشمهای سبز

    هرگز  ندیده ام , یک  قوی  مخملی

    از تیره پلنگ  با چشمهای سبز

    شد پلک بسته – باز- حالا زمان بایست

    یک لحظه بی درنگ با چشمهای سبز

    تو  در خیال  من  شکل  خود  تویی

    آوردمت به چنگ با چشمهای سبز

    یک نیمه از تو هم اوج شگفتی است

    در کودکی زرنگ با چشمهای سبز

    حال بدم ببین ! خوبم نمی کنی؟

    بی قرص بی سرنگ – با چشمهای سبز

    دنیا تراژدیست – در فال قهوه هم

    افتاده یک تفنگ – با چشمهای سبز

    پایان این غزل دنیا خلاصه شد

    در دختری قشنگ با چشمهای سبز

    مربوط به : شعر, عاشقانه, غزل
    برچسب ها : ,

    )ای کاش … )
    آمدی…
    تمام دنیا مات شد
    آنسوی شیشه های بخار گرفته
    و دستانت سپیده زد
    از پشت گلهای نرگس
    و تابید
    …..
    رفتی
    دنیا مثل همیشه بود
    اما در من
    زمزمه ای جاریست
    از غزلی گمشده در چشمانت
    تا ابد…….

    آمدی…

    تمام دنیا مات شد

    آنسوی شیشه های بخار گرفته

    و دستانت سپیده زد

    از پشت گلهای نرگس

    و تابید

    …..

    رفتی

    دنیا مثل همیشه بود

    اما در من

    زمزمه ای جاریست

    از غزلی گمشده در چشمانت

    تا ابد…….

    مربوط به : شعر, عاشقانه
    برچسب ها : , ,

    منظور من و خواجه شیراز
    شش ماه شاخ و شانه کشیدند  روی هم
    تا اینکه هی تو را بزنند از گلوی هم
    عقل و دلم چو ماه و پلنگ ایستاده اند
    بر تیغ  آسمان و زمین روبروی هم
    وقتی دلم حواس ندارد و عقل-عشق
    می ترسم عاقبت ببرند آبروی هم
    وصف شکوه قهوه ایه چشمهای توست
    صدها هزار کوه فشردند توی هم
    حرف و حدیث این غزل و عاشقانه هاست
    یک آسمان ستاره پر از آرزوی هم
    نقش هزار خاطره پا نخورده است
    در قالی نفیس تنت- تو به توی هم
    حالا که خوب- مسخ شدم در شگفت تو
    عقل و دلم هر دو گرفتند بوی هم
    “هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق “
    منظور من و خواجه همین بود روی هم

    ده سال شاخ و شانه کشیدند  روی هم

    تا اینکه هی تو را بزنند از گلوی هم

    عقل و دلم چو ماه و پلنگ ایستاده اند

    بر تیغ  آسمان و زمین روبروی هم

    وقتی دلم حواس ندارد و عقل-عشق

    می ترسم عاقبت ببرند آبروی هم

    وصف شکوه قهوه ایه چشمهای توست

    صدها هزار کوه فشردند توی هم

    حرف و حدیث این غزل و عاشقانه هاست

    یک آسمان ستاره پر از آرزوی هم

    نقش هزار خاطره پا نخورده است

    در قالی نفیس تنت- تو به توی هم

    حالا که خوب- مسخ شدم در شگفت تو

    عقل و دلم هر دو گرفتند بوی هم

    “هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ”

    منظور من و خواجه همین بود روی هم

    مربوط به : شعر, عاشقانه, غزل
    برچسب ها : ,

    یکی از اقوام خیلی نزدیک که اواسط مرداد  ازدواج می کنه   تماس گرفت و ازم خواست برای کارت عروسیش یه شعر بنویسم
    این عشق که آتشین تر از مرداد ست
    در  طالع   قلب  ما  دوتا  افتاد ست
    اینبار  قدم  به  چشم  ما  بگذارید
    تقدیم   شما  هر  چه  مبارکباد ست

    این عشق که آتشین تر از مرداد ست

    در  طالع   قلب  ما  دوتا  افتاد ست

    اینبار  قدم  به  چشم  ما  بگذارید

    تقدیم   شما  هر  چه  مبارکباد ست

    مربوط به : عاشقانه
    برچسب ها :