درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

آخرین نظرات
ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

پریسا در وسوسه : قشنگ بود ...

اطلاعات

Check Google Page Rank

external website monitoring service

آهای

دخترک روئیده از آتش

نقشه لبانت را می کشم

لحظه ای سکوت کن

 

***

 

نگاهی که همیشه قهوه ایست

حرفهایی سفید

و آبی دستهایی که همواره آرمیده

پس این هیاهوی قرمز از کجا در من متولد شده

 

 

 

مربوط به : شعر, عاشقانه
برچسب ها : , , ,

 

نیمی از من خواب و

نیمی دیگر در بیداری

رویای تو را می بیند …

 

مربوط به : عاشقانه
برچسب ها : , , , ,

باران می بارد …

 

دستهایم را روی گوشهایت می گذاری

تا صدای رویاهایت را بهتر بشنوی …

 

 

مربوط به : عاشقانه
برچسب ها : , ,

فکرم را توی هزار داستان تازه می ریزم تا پیش تو نباشد

سکوت کرده ای

و من همچنان  منتظرم

تا با اولین دیالوگ عاشقانه تو

قصه ام  را تا انتها بنویسم

…                              

مربوط به : شعر, عاشقانه
برچسب ها : , , , ,

 

نگاهم به اطراف می چرخد اما

فکرم پیش توست

مثل تمام قصه های جهان

که از سرزمینهای دور می گویند

اما  فکرشان

همیشه پیش آخرین قهرمانشان است

 

.

مربوط به : شعر, عاشقانه
برچسب ها : ,

 

وقتی عاشقت شدم

انگار تابستون بود

با یه آسمون صاف  و بی لک

شایدم  پائیز بود

با کوهای خالی از برف

یا زمستون

با درختای بی برگ

خوب یادمه

وقتی عاشقت شدم

دنیا برهنه بود

 

مربوط به : شعر, عاشقانه
برچسب ها : , ,

باران می بارد

دستهایم را روی گوشهایت می گذاری
تا صدای رویاهایت را
بهتر بشنوی

مربوط به : شعر, عاشقانه
برچسب ها : , , , ,

 

وقتی زیاد بهم فکر می کنی

قلبم رگ به رگ می شه

اگه به دیدنم بیای

حتما سکته می کنم

 

مربوط به : شعر, عاشقانه
برچسب ها : , ,

 

بزرگترین جراح جهان

بعد از حساس ترین عمل عشق روی قلب

آروم در گوشم گفت:

عاشق تو بودن

سخت ترین کار دنیاست

مربوط به : شعر, عاشقانه
برچسب ها : , , ,

 

وقتی در نیروی هوایی ارتش سرباز بودم

 

یک شب که  در کنار دیوار ضلع غربی  پادگان قلعه مرغی مرحوم

با اسلحه در هوای زیر صفر درجه ۳ بامداد نگهبانی می دادم

 

با خود غزلی  زمزمه می کردم

 

هر تک بیت را که می گفتم حفظ می کردم.چندبار می خواندم تا یادم نرود و بعد بیت بعدی را می ساختم.


در بامداد    ۵ /۱۱/ ۱۳۸۱   عشق و خدمت با هم آمیخت و نتیجه شد این غزل .

 

 

بانوی فرمانده برای  طرد  سربازت

وقتی نمانده رفته از جا رد سربازت

 

زخم نگهبانی- نبرد سنگ – خواب مرگ

اینها نبود اندازه های درد سربازت

 

با خنده های گرم تو در سنگر دشمن

چیزی نگفتند اشکهای سرد سربازت

 

وقتی به امرت باد را یک لنگه پا می کرد

کی می رسید افسونگری تا گرد سربازت

 

تا حلقه ای با فرق دستانت اصابت کرد

خواهد شکست اینک سپاه فرد سربازت

 

یک بوسه یا سیلی چه فرقی می کند بی تو

خشکیده روی گونه های زرد سربازت

 

فردا دوباره ایستاده در صف اول

تنها تر از دیروز تو همگرد سربازت

 

حالا که دستوری به جز رفتن نمی ماند

با قصد قربت یک غزل آورده سربازت

 

در طول این جنگ جهانگیر عشق یک زن بود

تنها سلاح مرگبار مرد سربازت

 

 

 

 

مربوط به : شعر, عاشقانه, غزل
برچسب ها : , , , , ,