درباره من

اشتراک

اشتراک ایمیلی اخمو

آخرین نظرات
ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : خیلی قشنگ و با احساس ، بازم ممنون:-) ...

حسین در مشکل جدی کارتن خالی از داستان ظریف یک اسباب کشی : سلام دوستان بنده فروشنده کارتن خالی هستم . 09125375947 در ...

ستاره نادری در دلم پیش سیاره دیگری … : سلااااااااام ♬♬▒♬♬ ♬▒♬♬♬▒▒♬ ♬♬♬▒▒♬♬♬▒♬♬▒♬♬ بسيارى عال ...

مژگان تیموری در دلم پیش سیاره دیگری … : زمین بس که چرخیده عاقل شده دلم پیش سیاره دیگری … فوق الع ...

پریسا در وسوسه : قشنگ بود ...

اطلاعات

Check Google Page Rank

external website monitoring service

اصولا بنده از اشعار طنز آمیز می‌ترسم

ولیکن باز می گویم که از پرهیز می‌ترسم

چو شعر طنز می خوانم شما یک بند می خندی

ولیکن بنده پشت میکروفون یک ریز می‌ترسم

سیاست چون وتو دارد سیاست را وتو کردم

که از لبخند این مردان ِ صاحب میز می‌ترسم

تفاوت هم ندارد «این وری» یا «آن وری»، کلا

ز نوباوه، حیاتی، میبدی، شب‌خیز می‌ترسم

سیاست را رها کن تا برایت نکته‌ای گویم

جوانی عاشق برقم که از پیریز می‌ترسم

من از لیلی گریزانم و از شیرین هراسانم

من از افسانه و رویا و مهرانگیز می‌ترسم

و از نسرین، سمانه، آسیه، سیمین، سحر، سیما

و از چشمان سارا ( خواهر پرویز! ) می‌ترسم

نمی دانم چه ترسی دارم از افسون دلبرها

که از یک شال و مانتو روی رخت آویز می‌ترسم

بگویم یا نگویم راز بعدی را (نخندی ها!)

از این آدامسهای کوچکِ لاویز می‌ترسم

چنان ترسیده ام از معنی ِ پرواز ِ کرکسها

مگس آهسته در گوشم بگوید «ویز» می‌ترسم

شگفتا آنقدر تشویش دارم از دل و بی‌بی

که توی سبزی ِ خوردن هم از گشنیز می‌ترسم

«اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا»

دگر از هرکه باشد بچه‌ی تبریز می‌ترسم!

«شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین»

ندارد وحشتی اما از آنجا نیز می‌ترسم

شبیه بچه ای ترسو از ابرو و لب و گیسو

و از هرجا که مامان گفته باشد «جیز!» می‌ترسم

چنان می‌ترسم و می لرزم و قلبم تپش دارد

که گویی دارم از تیمور یا چنگیز می‌ترسم

چه صورتها که پنهانند پشت لایه ای رنگین

از ایوروشه، لانکوم، نیوا، ساویز می‌ترسم

چرا این‌قدر چربی تو چرا ژل می‌زنی اصلا

نمی دانی من از جاهای خیلی لیز می‌ترسم

تو یک موجود وحشتزا ولی من شاعری رعنا

من از برخورد بین خاور و ماتیز می‌ترسم

برایت گفتم اینها را به من گفتی برو دکتر

از آن دارو که دکتر می‌کند تجویز می‌ترسم

***

«شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل»

در این لوکیشن ِ  آشفته از هرچیز می‌ترسم

***

(مهدی استاد احمد)

مربوط به : دسته‌بندی نشده, شعر, طنز

جای تو

کنجِ خیالم

 خالیست…

 تو

سوزشی

کنجِ خاطراتت

حس نمی کنی ؟!؟

***

(فاطیما)

***

مربوط به : دسته‌بندی نشده
برچسب ها : ,